امروز دوباره خبر پخش فیلم ضد اسلامی در هلند در صدر اخبار بود.مطلبی که چند وقتی و پس از آنکه کاریکاتوریست دانمارکی جرقه اش را زد کم کم در حال همه گیر شدن در جامعه اروپاست.

اما باید ریشه این اسلام ستیزی را در بسیاری از مسائل دید.شاید مهمترین عامل نشان دادن چهره ای زشت از اسلام توسط کسانی است که ادعای مسلمانی می کنند.شاید حوادثی مانند:”یازدهم سپتامبر.عملیات انتحاری.تفکرات.ظواهر مسلمانان” از مسائلی باشد که باعث گردیده است که امروز شاهد بی احترامی هایی به اسلام باشیم.

شاید عکس العمل شدید مسلمانان پس از کاریکاتورهای موهن باعث شد تا اروپایی ها بیشتر ترغیب شوند تا به این وسیله انزجار خود را از همه جهت نسبت به مسلمانان بیان کنن.شاید این یک بهانه بود تا بغضی ترکیده شود.در واقع شاید اینگونه می خواهند از ته دل فریاد بزنند:”ما از شما خوشمان نمی آید”

در چنین شرایطی بی شک ما هم باید اقداماتی کنیم.به جای اینکه دائم از جنگها سخن بگوییم.به جای اینکه دائم راهپیمایی های بیهوده انجام دهیم باید دست به یک ابتکار بزنیم.باید دین خودمان را بهتر بشناسانیم.من یادم می آید که دقیقا” پس از چاپ کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام عربستان سعودی اقدام به چاپ کتابهایی درباره پیامبر اسلام به زبان انگلیسی کرد و آنها را به صورت رایگان توزیع کرد که این کار بسیار زیبایی بود.

حال در این شرایط رهبران مذهبی ادیان می توانند نقش موثری داشته باشند.که متاسفانه رهبران هر دو دین مورد بحث بد عمل کردند و باعث خصومت بیشتر میان اسلام و مسیحیت شدند.

به عنوان مثال رهبر مسیحیان در اقدامی جنجالی سخنرانی انجام داد و اسلام را دینی جنگ طلب خواند و از جهت دیگر در جوامع اسلامی هم سخنرانی هایی بر علیه طرف مقابل ایراد گردید.

ولی آنچه که مسلم است آن است که دو جبهه اسلام و مسیحیت روز به روز از هم فاصله میگیرند و انسان را مجددا” به یاد جنگهای صلیبی می اندازند.

نکته جالبتر اینکه اسلام ستیزی در غرب پس از ریاست جمهوری بوش(و سخنان وی در مورد جنگهای صلیبی و حوادث یازدهم سپتامبر) و به خصوص پس از مرگ “پاپ ژان پل دوم” به اوج خود رسیده است که آدمی را به فکر وامی دارد که در پس این جریانات شاید هدفهای شومی دیگر نیز وجود داشتهباشد که به هر حال به نفع بشر نیست.

متاسفانه در دنیایی زندگی می کنیم که سخن صلح روز به روز کمرنگ تر می شود و رهبران در غرب و شرق به جنگ علاقه مند تر.

با افتخار فرمایش میفرمایید که 1 میلیون انسان(توجه بفرمایید انسان) امسال راهی مناطق عملیاتی جنوب خواهند شد(بی شک به قصد تبلیغات برای خود…بی شک)…بعد حداقل امکانات را هم فراهم نمی فرمایید…نمی فرمایید که این 1میلیون انسان باید از جاده های خراب این مملکت راهی جبهه های جنوب گردند…
ابتدای امر که نزدیک به 25 تن از دانشجویان این مملکت در آتش سوختند و حال هم که 27 تن دیگر از فرهنگیان این مملکت کشته شدند…آخر به چه قیمتی؟…این باعث چه می شود؟…آیا افراد در همین مملکت به اینگونه سفرها بد بین نخواهند شد؟…آیا این کارها باعث نمی شود تا خانواده ها بیشتر از این مناطق فراری شوند؟…
ما را با مقام والای شهیدان کاری نیست…ما بیشتر از برخی عزیزانی که شهیدان را دستاویز برخی عملهایشان قرار داده اند به شجاعت و دلاوری همگانشان ایمان داریم…ولی نزدیک به 50 خانواده در روزهای عید به دلیل امکانات ناقص عزادار شده اند…بعد تلویزیون 24 ساعت از خدمات و مصوبات دولت خدمتگزار گزارش تهیه می کند…حالا چرا کسی حرفی نمی زند؟…

————————-

در ضمن اضافه می کنم اینجانب رابطه ای با لابی صهیونیست نداشته و قصد توهین به مقدسات را ندارم!!!…فقط کمی دلمان سوخت به حال آن خانواده ها که این روزها را باید با خاطراتی بد سپری کنند…
وسلام

گزارش لحظه به لحظه از سطح شهر در چهارشنبه آخر سال:

بله…هم اکنون موشک سفیر 2 دریکی از خیابانهای منتهی به منطقه اتابک تهران به آسمان میره…

اوه این کوچولو را نگاه کنید…
_..کوچولو داری چی کار میکنی؟
_هیچی دارم از اول جدول تناوبی همه این عناصر را اتم شکافی! میکنم….
_بله…موفق باشید…حالا کدوم عنصر هستی؟
_رسیدم به اورانیوم…مامان سانتریفیوژم کو؟…

آقا ببخشید این چیه؟…چی تی یوشا؟…بله…کاتیوشا…بله مشغول باشید…
_تو پدر من را کشتی…میکشمت…
_والا من نبودم…تکذیب میکنم…

_خانم شما چرا گریه می کنید؟…
_هیچی والا…الآن 19 دقیقه است که بچه ام با موشک سوتیش رفته بالا هنوز نیامده پایین…
_خوب ان شا ا… میاد پایین…

بله برخی از صحنه ها هم غیر قابل گزارشه…بله دیگه جوون هستند دیگه…می فرمایند فنر می باشد یا کمر؟…

_اکریل سرنچ؟!!!…بسته ای 100 تومن…حراچه!!…آقا بدم؟…
_نه آقا…خیلی ممنون…
_50 تومن…
_نه آقا جان ول کن…

بله هم اکنون یک دستگاه خودروی GLX به آتش کشیده شد…
_آقا چرا ماشین آتیش زدی؟
_والا آقا من آتیش نزدم…این همینطوری آتیش میگیره…چه برسه توی جو آتیش هم قرارش بدن…

بله…یک آقایی هم داره این گوشه خیلی آرام از روی آتیش میپره…چقدر واقعا” قشنگ…
_آقا نظرتون در مورد چهارشنبه سوری چیه؟
_ما شرکت میکنیم…برای اینکه می خواهیم در سرنوشت خودمون شرکت کنیم…شرکت میکنیم و به آمریکا نشون می دهیم که “انرزی هسته ای حق مسلم ماست”…
_در مورد چهارشنبه سوری سوال کردم…نظرتون را در این باره بفرمایید…
_خوبه…خوبه…خیلی جذابه…وقتش نامناسبه…اگر بندازن اون ور عید بهتره…میدونی؟!

به هر حال این گزارش ما بود از سطح شهر…امیدواریم شما عزیزان در این آخر سالی مراقب باشید تا نترکید!!

آنجا که سخن از تعداد منتخبین رای آورده در مجلس شورای اسلامی و گرایشها می شود خبرگزاری فارس به عنوان مثال در حوزه انتخابیه تبریز مینویسد:
مسعود پزشکیان(که بیشترین آرا را در این شهر به دست آورده)…مستقل

خبرگزاری فارس

بعد پس از آنکه سخنگوی شورای نگهبان میگوید که اصلاح طلبان بر خلاف اظهاراتشان(اصلاح طلبان ادعا کردند که تنها در 102 حوزه از 209 حوزه شانس انتخاب داشته اند) می توانستند در 193 حوزه از 204 حوزه به رقابت بپردازند خبرگزاری فارس می نویسد:
مسعود پزشکیان….(نفر اول در شهر تبریز)….اصلاح طلب

خبرگزاری فارس 1

سپس کارشناسان زبده داخلی میز گرد تشکیل می دهند و از خبرگزاری های خارجی به خاطر جانبداری شان انتقاد می کنند. و پرده از کار آنها برمی دارند.می گویند فلان خبرگزاری مطرح متصل به صهیونیستها است.حال می گوییم حرف شما درست و آنها متصل به لابی صهیونیست هستند.ولی همین خبرگزاری ها لااقل با مردم خود روراست تر از ما هستند.خیلی ببخشید شما متصل به چه کسی هستید که مردم کشور خودتان را هم بازی می دهید؟

جناب آقای فارس شما یکی از قدیمی ترین خبرگزاری های این مملکت هستید.زیبنده است که به عنوان یک خبرگزاری بیطرفانه عمل بفرمایید تا اعتماد خوانندگان بیش از این از شما سلب نگردد.چون مدتی است به صورت واضح بازدید کنندگان احساس می کنند روزنامه محترم کیهان را تحت وب می بینند!

خانم جان بسه تو را به خدا…اینقدر این لباسها را چنگ زدم نقوش روی انگشت سبابه راست ما از بین رفت…نزدیکه انتخاباته ما با این انگشت کار داریم بابا…می خواهیم بریم حضور پیدا کنیم در انتخابات پرشور…حالا بعدا” بقیه اش را می شورم…

وای…وای…یا خدا…این چی بود؟…ای بچه بمیری!…آنفولانزای مرغی بگیری! چرا این ترقه را بغل گوش من می زنی؟…این ترقه است یا بمب اتمه؟…پرده گوشم پاره شد…برو یک گوشه بشین…

بچه جان تو دیگه چرا گریه می کنی؟…چی؟…ماهی قرمزه مرد؟…بچه من همین الآن بهت پول دادم رفتی ماهی قرمز خریدی؟…20 روز به عید مونده تو 20 تا ماهی قرمز کشتی…از بس می گیری این ماهی را توی دستت خوب می میره دیگه!!…ماهی پدر جان من باید فقط توی آب باشه…اون خانم معلمتون توی مدرسه به شما چی یاد میده؟…خوب بیا این 250 تومان را بگیر برو یکی دیگه بخر…چی؟…کمه؟…میشه 600 تومان؟…تورم به ماهی قرمز هم رحم نکرد؟…بیا بگیر بچه اینقدر شیون نکن…الآن من افتاده بودم مرده بودم اینطوری گریه نمی کردی…

این دیگه چی بود؟…خاک توی اون سرت بچه…این قبض تلفنه…باهاش موشک درست می کنی میزنی توی سر من؟…بیا دست من که بنده…بیا بازش کن ببینم چقدره؟…چقدر؟…34000تومن؟…ریاله؟! شاید تومنه؟!…بیا!!من میگم هی با شهرستان حرف نزیند کی گوش میکنه؟…خانم جان منظورم به شما نبود که!!!…به خدا منظورم به خودم بود…آره والا!!

چی میگی؟…ها؟…بیا توی حیاط بگو صدات را نمی شنوم…بریم خرید؟…خرید چی؟…اوه خانم کو تا عید؟…حالا هنوز حقوق ها را ندادن…بذار عیدی ها را بدن چشم…چشم دیگه…می خریم…آره بابا جان برای تو هم کت و شلوار می خرم…چشم…بذار رییس جمهور محبوب!! عیدی هامان را بده…شاید رفتیم یک خونه خریدیم بقیه اش را هم گذاشتیم بانک ماهیانه سودش را گرفتیم…بعد می برمتون مسافرت…یا خدا…این دیگه چی بود؟…ترقه بود؟…بچه چرا اون در را اینقدر محکم می بندی؟…مگه درب گاراژه؟…الآن این صاحب خونه میاد بیرون یاد کرایه ماه پیش می افته!!…اِ…بیا هنوز نیامده تو داری این ماهی را چنگ چنگ می کنی…خب میمیره دیگه!!…اگر ایندفعه مرد دیگه من پول نمی دم ها!!…

بله؟…آره بابا شستم…چی؟…دیوارها مونده؟…دیوارها که تمیزه دیگه!!…من مرخصی ساعتی گرفتم بابا…چشم…چشم…اومدم…اومدم…

——————————————ادامه دارد.