گاهی آدم نمی داند چه چیزی بگوید. امروز این احمد خاتمی خطیب نماز جمعه تهران خطاب به آل سعود و آل خلیفه گفته:» فكر نكنيد با كشت و كشتار حكومتتان مي‌ماند، هر قطره خوني كه از مظلومي ريخته مي‌شود، شما به نابودي نزديك‌تر مي‌شويد.»

یک دقیقه سکوت!!

مشکل از کیست؟

مارس 31, 2011

ما نه مسلمانیم؛ نه ایرانی؛ نه غربی؛نه شرقی! دقیقا» یک ملاغه دستمان گرفته ایم و از هر فرهنگی یک ملاغه ریخته ایم در دیگمان و نتیجه این آشی شده است که می بینیم.

چون وقتی به خودمان نگاه میکنم اصول اسلامی را رعایت نمی کنیم؛ بعد گیر می دهیم به دین! دین چه گفته؟ گفته به یکدیگر دروغ بگویید؟ گفته ربا بخورید؟ گفته به پدر و مادر و خویشاوند خود توهین کنید؟ گفته مال حرام بخورید؟ گفته زیر بار ظلم بروید؟ گفته غیبت و عیب جویی یکدیگر را بکنید؟ گفته بوی گند عرق بدهید ؟ گفته موقع رانندگی لایی بکشید؟ گفته فحش بدهید؟ اصلا» معجزه هر دینی هرچه بوده،این دین که معجزه اش کتاب بوده! چند درصد ایرانی ها این کتاب را از اول تا آخر خوانده اند؟! من همینقدر به شما بگویم که 15 درصد ایرانی ها هنوز سواد ندارند.(اتفاقا» اینها از همه بیشتر ادعای اسلام دارند!)

فرهنگ ایرانی چه؟ از فرهنگ ایرانی فقط چند تخته سنگ برایمان مانده و یک کتیبه و یک نشان فروهر که بیاندازیم گردمان و دائم بگوییم 10 هزار سال تاریخ تمدن داریم؟! همین؟ به قول معروف گیرم پدر تو بود فاضل؛از فضل پدر تورا چه حاصل؟ برویم دائم تاریخ بخوانیم و آه بکشیم و بعد فحش بدهیم به فلانی؟

فرهنگمان غربی است؟ یک عده مان که فکر میکنیم در غرب همه کنار 4 تا زن نیمه عریان نشسته و دائم مست هستند و شیطان را به خدایی گرفته اند و عده ای مان هم به صورت خیلی شلخته ای چند کلمه فرنگی را قاطی فارسی مان کرده ایم و کلا» قیافه هایمان را به قیافه غربی ها نزدیک می کنیم؛تفکراتمان همانی است که هست! حالا یکی ریش دارد،یکی کروات!

شرقی هستیم؟ اولین مشخصه این چشم بادامی ها کار کردن است. کداممان کار می کنیم؟ کلا» اگر هر کارمندی در ایران 2 ساعت مفید کار کند وضعمان این نبود…

حالا جالب تر اینکه همه این مسائل را می دانیم. ولی کلا» گیر داده ایم به برخی تفکرات مسخره ای که عده ای در دور و برمان به ما دیکته کرده اند و اصلا» هم قصد نداریم این تفکرات را تغییر دهیم. یکی کلا» مخالف است و یکی کلا» موافق.

کاش باور کنیم خودمان مشکل داریم. کاش….

خیلی تاسف خوردم.اینکه مسئولین مملکت برای اینکه بتوانند انتقاد خود را بیان کنند باید از مقام معظم رهبری یک نقل قولی صورت دهند و بعد با کلی ترس ولرز انتقاد خود را بیان کنند.نمی دانم از کی این موضوع باب شد؟!

حال شاید این عزیزان بدانند که تفکرات خود آقای خامنه ای به کدامین سوی است ولی به خاطر اینکه حرف او به تنهایی شنیده نمی شود و برای اینکه شاید می ترسد تا فردا مشکلی پیش آید از حرفهای رهبری گاهی بر خلاف آنچه که منظور خود او هم هست استفاده میکنند.(و این جالب است)

اینچنین جامعه ای اسلامی است؟یا اینکه افرادی منافق را پرورش میدهد؟افرادی هزار چهره؟!

بگذارید به رسم همین آقایان عمل کنیم.

مقام معظم رهبری در سخنانی گفتند:»حتی از ولایت فقیه هم میتوان انتقاد کرد.البته انتقاد سازنده»(یعنی تا این حد دست را باز میگذارند.حتی ولایت فقیه.)

خب.انتقاد سازنده چیست؟هیچ کس جرات نمیکند در این مقوله وارد شود.چرا؟آیا در جشن 30 امین سال انقلاب نباید به این سوالات پرداخت؟متاسفانه وقتی این سوالات را مطرح میکنیم برادرانمان ما را در برابر قرآن و امام زمان(عج) قرار میدهند.آیا درست است؟

مثلا»: یک نفر می خواهد از رییس جمهور انتقاد کند.با اینکه می داند رهبری با رییس جمهوری موافق است و از دولت ایشان طرفداری میکنند،میرود و از تکه ای از سخنان ایشان استفاده میکند تا انتقاد خود را بیان نماید.این خطرناک نیست؟این انتقاد سازنده نیست؟این حرف برای براندازی است؟(مقام رهبری هم نمی توانند منکر این باشند که از دولت احمدی نژاد بیشتر از دولتهای دیگر حمایت میکنند.)

آیا ما که هزینه های سنگینی برای این انقلاب دادیم نباید اصلاحاتی انجام دهیم؟!هدف انقلاب ما چه بود؟چرا انقلاب کردیم؟آیا نباید دوباره به مردم نزدیک شویم؟آیا می خواهیم خودمان را گول بزنیم و بگوییم هم اکنون اغلب مردم با ما هم سویند؟آیا نمی خواهیم صداهای مخالف را بشنویم؟

اگر جوابی روشن داریم بگوییم.با مردم باشیم.

حکومت بکش بکش!

ژوئیه 6, 2008

یک روزی رضا شاه پهلوی می خواست چادر از سر مردم بکشد.موفق به این کار نشد.چونکه دین در خون مردم بود.چونکه کسی راضی نبود.

حال پس از سالیانی حکومتی دوباره به زور می خواهد چادر بر سر دختران کند.موفق به این کار نخواهد شد.چونکه آنها هم اینگونه راضی نیستند.زشت تر از اینها این مساله است که دست دختری را بگیریم و توی اتوبوس بیاندازیم و دخترک هم شروع به جیغ و فریاد کند و خود را به خاک بکشد.حال بدتر از آن اینکه برخی از بانوان محترم را از اتومبیل پایین میکشند و با خود می برند.من نمی دانم آیا این دختران پس از اینکه از بازداشتگاه بیرون بیایند مریم مقدس خواهند شد؟!

آیا اینگونه و با زور کسی به راه راست خواهد آمد؟

باید از تاریخ درس گرفت.اگر به زور نشد چادر را از سر مردم کشید پس به زور هم نمی توان چادر را بر آنها تحمیل کرد.این می شود بکش بکش.

  1. تعیین سیاستها کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.
  2. نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام.
  3. فرمان همه‏پرسی.
  4. فرماندهی کل نیروهای مسلح.
  5. اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروهای.
  6. نصب و عزل و قبول استعفای‏:
    1. فقه‏های شورای نگهبان.
    2. عالیترین مقام قوه قضاییه.
    3. رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.
    4. ریییس ستاد مشترک.
    5. فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
    6. فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی.
  7. حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه.
  8. حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام.
  9. امضاء حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می‌آید، باید قبل از انتخابات به تأیید شورای نگهبان و در دوره اول به تأیید رهبری برسد.
  10. عزل رییس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم.
  11. عفو یا تخفیف مجازات محکومیت در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رییس قوه قضاییه.

اینها وظایف رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران است.

  • اصل سابق‏‏‏‏:(وظایف قبلی)

وظایف و اختیارات رهبری:

  1. تعیین فقهای شورای نگهبان.
  2. نصب عالیترین مقام قضایی کشور.
  3. فرماندهی کلی نیروهای مسلح به ترتیب زیر:
    1. نصب و عزل رییس ستاد مشترک.
    2. نصب و عزل فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
    3. تشکیل شورای عالی دفاع ملی، مرکب از هفت نفر از اعضای زیر:
      1. رییس جمهور.
      2. نخست‏وزیر.
      3. وزیر دفاع.
      4. رییس ستاد مشترک.
      5. فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
      6. دو مشاور به تعیین رهبر.
    4. تعیین فرماندهان عالی نیروهای سه گانه به پیشنهاد شورای عالی دفاع.
    5. اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروهای به پیشنهاد شورای عالی دفاع.
  4. امضای حکم ریاست جمهور پس از انتخاب مردم صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می‌آید باید قبل از انتخابات به تأیید شورای نگهبان و در دوره اول به تأیید رهبری برسد.
  5. عزل رییس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور، پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی یا رأی مجلس شورای ملی به عدم کفایت سیاسی او.
  6. عفو یا تخفیف مجازات محکومیت، در حدود موازین اسلامی، پس از پیشنهاد دیوان عالی کشور.
  7. همین!!…فقط خواستیم بگوییم ما در این حکومت به مردم میگوییم برگ چغندر.شما چه میگویید؟

پس از آنکه مقام رهبری در دیدار خود با مردم شیراز در طی نطقی اعلام داشتند که سخن گفتن از مشکلات اقتصادی کار دشمنان ایران است و به این ترتیب و به شکلی واضح از اقدامات محمود احمدی نژاد دفاع کردند اعلام داشتند که مردم باید در مقابل تحریمهای اقتصادی و مشکلات مقاومت داشته باشند.ایشان همچنین اشاره کردند که مشکلات اقتصادی فقط در ایران نیست و مشکلات اقتصادی آمریکا از ایران به مراتب بیشتر است.

در همین راستا و پس از این سخنان رسانه های حکومتی از اقتصاد رو به نابودی امریکا پرده برداشتند و خبرگزاری فارس نوشت:»حجم بدهی های امریکا از مرز 12 هزار میلیارد دلار گذشت»

پس با این تفاسیر ما باید بفهمیم که:

1.اگر انتقادی از سیاستهای اقتصادی دولت بنماییم در جرگه دشمنان خدا و قرآن و مردم ایران قرار داریم.

2.همه جا بدتر از ایران است.

3.اینکه اگر رسانه ای داریم بر سر تیتر آن بنویسیم:»مردم امریکا دستمال کاغذی ندارند تا دماغ خویش را پاک کنند»..به این ترتیب باعث می شویم که ملت بدانند که چه مملکت خوب و چه مسئولان هوشمندی دارند.

4.نتیجه گیری آخر:اقتصاد ایران رتبه اول در جهان!!…حالا وزیر اقتصاد هم تایید نکند مهم نیست!

بعضی ها!!

آوریل 17, 2008

«این بنده خدا می خواهد کار کند…ولی نمی گذارند»

این سخن را حتما» اگر در ایران باشید از برخی از مردم شنیده اید…مردمی که دید سیاسی وسیعی ندارند و اتفاقا» اکثریت را هم تشکیل میدهند…یعنی همان عده که با شنیدن شعارهای اقتصادی از یک فرد او را انتخاب خواهند کرد…

محمود احمدی نژاد هم بارها نشان داده (حال یا خودش یا مشاوران پشت پرده) که روانشناسی این عده از جامعه را خوب میداند…همان عده از مردم که نیمی از ایران زمین را به نام هاشمی رفسنجانی و یارانش می دانند…

حال محمود احمدی نژاد با تورم شدید مسکن(بالای 100%) و اقلام دیگر مواجه گشته و چه خوب است تا افکار را به این سمت روانه کند…تا ما وقتی در ایستگاه اتوبوس می ایستیم از آن پیرمرد بشنویم:»دیدی!…این بنده خدا می خواهد کار کنه…بعضی ها نمی گذارند»

و هدف همین است که شما دوباره به او رای دهید تا او و یارانش با آن «بعضی ها» مقابله کنند و دستشان را از اقتصاد مملکت دور کنند تا من و شما بتوانیم بوی خوش نفت را در سر سفره و زیر سقفی که خودمان خریدیم استشمام کنیم…

همین و دیگر هیچ.

دوباره یکی از این اعراب یک پولی به یکی دیگر داد تا خلیج فارس را به خلیج عربی تغییر نام دهند.و ما هم باز باید برویم یک میلیون امضا جمع کنیم تا گوگل نام خلیج فارس را برگرداند.
دوباره باید یکی از آن طرف به ما توهین کند و فیلم سیصدی بسازد تا ما خشمگین شویم و اقدام به اعتراض کنیم.
دوباره باید فلان کشور بگوید ایران مقصر تمام ناآرامی ها در جهان است و ما هم سخنگویمان را بفرستیم تا بگوید:»تکذیب میکنیم»

همواره ما باید در مقام تکذیب کننده.امضا جمع کننده.و در کل در موضع ضعف باشیم.
ما باید برویم مشکل را از ریشه حل کنیم.ما باید برویم این جوی که بر علیه ایرانیان و سرزمین پارس راه افتاده را درست کنیم.وگرنه اگر 1 میلیارد امضا هم امضا جمع شود و خلیج فارس هم تا ابد فارس بماند فردا روز باید برویم امضا جمع کنیم که این رود شط العرب نیست…اروند رود است!

ولی با همه این صحبتها باز هم قلبمان از برای ایران می تپد.اگر هزار بار دیگر هم (که خدا کند نباشد) بخواهند امضا بگیرند که آقایان و خانمهای سرزمین پارس بیایید یک امضا بدهید که خلیج فارس را عربی کردند ما با خون خود امضا میکنیم:»این خلیج فارس است.فارس هم میماند»

امروز دوباره خبر پخش فیلم ضد اسلامی در هلند در صدر اخبار بود.مطلبی که چند وقتی و پس از آنکه کاریکاتوریست دانمارکی جرقه اش را زد کم کم در حال همه گیر شدن در جامعه اروپاست.

اما باید ریشه این اسلام ستیزی را در بسیاری از مسائل دید.شاید مهمترین عامل نشان دادن چهره ای زشت از اسلام توسط کسانی است که ادعای مسلمانی می کنند.شاید حوادثی مانند:»یازدهم سپتامبر.عملیات انتحاری.تفکرات.ظواهر مسلمانان» از مسائلی باشد که باعث گردیده است که امروز شاهد بی احترامی هایی به اسلام باشیم.

شاید عکس العمل شدید مسلمانان پس از کاریکاتورهای موهن باعث شد تا اروپایی ها بیشتر ترغیب شوند تا به این وسیله انزجار خود را از همه جهت نسبت به مسلمانان بیان کنن.شاید این یک بهانه بود تا بغضی ترکیده شود.در واقع شاید اینگونه می خواهند از ته دل فریاد بزنند:»ما از شما خوشمان نمی آید»

در چنین شرایطی بی شک ما هم باید اقداماتی کنیم.به جای اینکه دائم از جنگها سخن بگوییم.به جای اینکه دائم راهپیمایی های بیهوده انجام دهیم باید دست به یک ابتکار بزنیم.باید دین خودمان را بهتر بشناسانیم.من یادم می آید که دقیقا» پس از چاپ کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام عربستان سعودی اقدام به چاپ کتابهایی درباره پیامبر اسلام به زبان انگلیسی کرد و آنها را به صورت رایگان توزیع کرد که این کار بسیار زیبایی بود.

حال در این شرایط رهبران مذهبی ادیان می توانند نقش موثری داشته باشند.که متاسفانه رهبران هر دو دین مورد بحث بد عمل کردند و باعث خصومت بیشتر میان اسلام و مسیحیت شدند.

به عنوان مثال رهبر مسیحیان در اقدامی جنجالی سخنرانی انجام داد و اسلام را دینی جنگ طلب خواند و از جهت دیگر در جوامع اسلامی هم سخنرانی هایی بر علیه طرف مقابل ایراد گردید.

ولی آنچه که مسلم است آن است که دو جبهه اسلام و مسیحیت روز به روز از هم فاصله میگیرند و انسان را مجددا» به یاد جنگهای صلیبی می اندازند.

نکته جالبتر اینکه اسلام ستیزی در غرب پس از ریاست جمهوری بوش(و سخنان وی در مورد جنگهای صلیبی و حوادث یازدهم سپتامبر) و به خصوص پس از مرگ «پاپ ژان پل دوم» به اوج خود رسیده است که آدمی را به فکر وامی دارد که در پس این جریانات شاید هدفهای شومی دیگر نیز وجود داشتهباشد که به هر حال به نفع بشر نیست.

متاسفانه در دنیایی زندگی می کنیم که سخن صلح روز به روز کمرنگ تر می شود و رهبران در غرب و شرق به جنگ علاقه مند تر.

با افتخار فرمایش میفرمایید که 1 میلیون انسان(توجه بفرمایید انسان) امسال راهی مناطق عملیاتی جنوب خواهند شد(بی شک به قصد تبلیغات برای خود…بی شک)…بعد حداقل امکانات را هم فراهم نمی فرمایید…نمی فرمایید که این 1میلیون انسان باید از جاده های خراب این مملکت راهی جبهه های جنوب گردند…
ابتدای امر که نزدیک به 25 تن از دانشجویان این مملکت در آتش سوختند و حال هم که 27 تن دیگر از فرهنگیان این مملکت کشته شدند…آخر به چه قیمتی؟…این باعث چه می شود؟…آیا افراد در همین مملکت به اینگونه سفرها بد بین نخواهند شد؟…آیا این کارها باعث نمی شود تا خانواده ها بیشتر از این مناطق فراری شوند؟…
ما را با مقام والای شهیدان کاری نیست…ما بیشتر از برخی عزیزانی که شهیدان را دستاویز برخی عملهایشان قرار داده اند به شجاعت و دلاوری همگانشان ایمان داریم…ولی نزدیک به 50 خانواده در روزهای عید به دلیل امکانات ناقص عزادار شده اند…بعد تلویزیون 24 ساعت از خدمات و مصوبات دولت خدمتگزار گزارش تهیه می کند…حالا چرا کسی حرفی نمی زند؟…

————————-

در ضمن اضافه می کنم اینجانب رابطه ای با لابی صهیونیست نداشته و قصد توهین به مقدسات را ندارم!!!…فقط کمی دلمان سوخت به حال آن خانواده ها که این روزها را باید با خاطراتی بد سپری کنند…
وسلام